ابراهيم عاملي ( موثق )
435
تفسير عاملي ( فارسي )
« كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُه عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً » 38 مجمع : ابن عامر و قاريهاى كوفه « سَيِّئُه » با همزه ى مضموم و هاى مضموم خواندهاند يعنى از تمام آنهائى كه ياد شده است آنچه بد است نزد خداوند هم ناپسند است ، و ديگر قاريها « سيّئة » خواندهاند با همزه ى مفتوح و تاى آخر با تنوين نصب يعنى تمام آن چيزهائى كه منع شده است از اقدام به آن ، كار زشتى است ناپسند حقّ . « لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّه إِلهاً » 39 كشف : اين سخن اگرچه با پيغمبر است ، ولى مقصود ديگران است و بعضى گفتهاند : يعنى اى محمد بگو بكافران « لا تَجْعَلْ » تا آخر . « لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ » 41 كشف نوشته : ما در اين قران سخن روى به روى گردانيديم ، توحيد و صفات ، حكم و آيات ، وعد و وعيد ، امر و نهى ، محكم و متشابه ، ناسخ و منسوخ ، قصص و اخبار ، حكم و امثال ، حجج و اعلام ، تنبيه و تذكير ، آن را تا دريابند و پند پذيرند . و بعضى گفتهاند : يعنى « اكثرنا صرف الجبرئيل » يك مرتبه قرآن نفرستاديم بلكه با رفت و آمد مكرّر جبرئيل بوده است . حسينى : يعنى در قرآن اين مطلب مكرّر شده است كه خدا منزه است از زاد و ولد ، تا بفهمند و بپذيرند . « لِيَذَّكَّرُوا » 41 مجمع : با ذال ساكن بىتشديد قرائت شده است و هم با تشديد و فتح ذال و هم تشديد كاف و در معنى تفاوت نيست و مقصود فكر و فهم است نه به ياد سپردن در برابر فراموشى . ابو الفتوح نوشته است : حقّ تعالى گفت : ما در اين قرآن از هر گونه مثل زديم و بيان كرديم تا مكلَّفان تأمّل و تدبّر كنند . « وَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُوراً » 41 كشف نوشته : ايشان را نفرت از آن مىافزود كه اعتقاد نداشتند در قرآن كه كلام حقّ است راست و درست ، بلكه اعتقاد داشتند كه باطل است و افسانه ى پيشينيان ، شبيه حيل و داستان ، پس هرچه كه بيشتر مى - شنيدند نفرت ايشان بيشتر مىبود .